مادر

WHEN I CAME DRENCHED IN THE RAIN

وقتی خیس از باران به خانهرسیدم
BROTHER SAID : “ WHY DON’T YOU TAKE AN UMBRELLA WITH YOU?”

برادرم گفت: چرا چتری با خودنبردی؟
SISTER SAID:”WHY DIDN’T YOU WAIT UNTILL IT STOPPED”

خواهرم گفت: چرا تا بند آمدن بارانصبر نکردی؟
DAD ANGRILIY SAID: “ONLY AFTER GETTING COLD YOU WILL REALISE”.

پدرم با عصبانیت گفت: تنها وقتی سرماخوردی متوج خواهی شد
BUT MY MOM AS SHE WAS DRYING MY HAIR SAID”

اما مادرم در حالی که موهای مرا خشکمی کرد گفت
“STUPID RAIN”

باران احمق
THAT’S
MOM!!!

این استمعنی مادر

/ 0 نظر / 6 بازدید