از فکر تا عمل

روزی مردی داخل چاهی افتاد و بسیار دردش آمد .

روحانی او را دید و گفت: حتما گناهی انجام داده‌ای !

یک دانشمند عمق چاه و رطوبت خاک آن را اندازه گرفت !

یک روزنامه‌نگار در مورد دردهایش با او مصاحبه کرد !

یک یوگیست به او گفت: این چاله و همچنین دردت فقط در ذهن تو هستند، در واقعیت وجود ندارند !

یک پزشک برای او دو قرص آسپرین پایین انداخت !

یک پرستار کنار چاه ایستاد و با او گریه کرد !

یک روانشناس او را تحریک کرد تا دلایلی را که پدر و مادرش او را آماده افتادن به داخل چاه کرده بودند پیدا کند  !

 یک تقویت‌کننده فکر او را نصیحت کرد که: خواستن توانستن  است !

 یک فرد خوشبین به او گفت: ممکن بود یکی از پاهات رو بشکنی !

سپس فرد بیسوادی گذشت و دست او را گرفت و او را از چاه بیرون آورد .

 ------------ --------- --------- --------

تا عاقلان راهی برای خندیدن پیداکنند دیوانگان هزار بار خندیده اند .

/ 2 نظر / 4 بازدید
دلتنگی های یک عمه

[گل] [گل][گل] [گل][گل][گل] [گل][گل][گل][گل] [گل][گل][گل][گل][گل] [گل][گل][گل][گل] [گل][گل][گل] [گل][گل] [گل]

soda

ّبسیار عالی بود... گاه به سادگی گرفتن دستهای یک فرد، می توان راهی یافت