چند جمله زیبا

بیانیه جمعی از شجریانی ها

بیانیه جمعی از شجریانی ها در اعتراض به اظهارات توهین آمیز درج شده در سایت انصار نیوز

!من به پریشان‌گویی تو افتخار می‌کنم

من به شجریان می‌بالم. به شجریان؛ او که آنروز در اوج جوانی و امروز بر بلندای افتخار و در نهایت تجربه، وام دار هیچ حاکم و حکومتی نبود و نیست چرا که همواره با نهایت صداقت در کنار مردمی بوده که امروز او را سرمستانه می‌ستایند و دوستش می‌دارند.

من افتخار می‌کنم به توهین‌های آن‌که در روزگار‌ تقابل بی‌نقاب شقاوت و گستاخی و تاریکی با صداقت و روشنایی، چهره‌ی برافروخته و نازیبای خویش آشکار می‌کند.

من افتخار می‌کنم به توهین‌های تو ای آنکه در روزگار رویارویی ‌آشکار ِ غده‌ی دروغ و بی‌شرمی و ‌تراکم ناچیز تاریکی با پراکندگی و گستره‌ی وسیع نور، با نوشتاری سیاه و بی‌ارزش، حقیقت خویش را آشکارا فریاد می‌کشی. و از این حقیقت هم فرار می‌کنی. از اینکه برترین راه معرفی تو و امثال تو همین صفحات سیاه و سفید تاریخ است.

من افتخار می‌کنم که امروز و در این شرایط، از سویی و از جریانی به شجریان توهین می‌شود که به عنوان سردمدار توهین و بی‌شرمی نه تنها به بزرگان این سرزمین بلکه در قبال مردمان پاکش، زبانزد خاص و عام است.

فراموشت نشود که پدران تو نیز همواره در خاک و سنگ‌های کوهستان پر فراز و نشیب تاریخ لولیده‌اند و در دگرروزهایی پیشین، همین‌گونه در مقابل امیرکبیرها بی‌شرمی و گستاخی کره‌اند و حالا امروز تو خود قاضی باش ( هر چند که ناتوانی)؛ کدام یک جاودانه مانده‌اند؟ ناچیزهایی همچون تو؟ و یا امیرکبیرهای تاریخ؟

من به توهین‌ها و پریشان‌گویی‌های تو ای فقیر دانایی، ای فقیر نور و ای ناتوان، افتخار می‌کنم و خوشحالم که شجریان (بخوان ما) در مقابل توست. ای دشمن هنرمندی و بزرگی.

من به توهین‌های تو افتخار می‌کنم. توهین‌هایت از سر عصبانیت توست. عصبانیتی که آرام آرام  نغمه‌ی خوش پرندگانی رنگارنگ بر فراز سرو بلند آزادی را به گوشم می‌رساند. من صدای آن روز را می‌شنوم...

این افتخار تنها مختص تو نیست بلکه مختص کسانی نیزهست که همچون تو ادعای سعه صدر داشته ولی کوچک ترین اعتراض یک انسان وارسته (دماوند آواز ایران)  چنان خشمناکشان می کند که با الفاظ رکیک و دور از انسانیت در مقابله با آن بر می تابند. من به شما و تمامی همکیشانتان علاقه مندم و شما را دوست دارم اما درمسیر پاک موسیقی تنفس هم برای شما حرام است و آروغ استاد هم برای شما کوتاه فکران زیادی است.

اهل کام و ناز را در کوی رندی راه نیست            رهروی باید جهان سوزی نه خامی بی غمی

 

من به تو افتخار می کنم که اینگونه وحشیانه در عرصه پاک هنر و موسیقی همچون لگام گسیخته ای می تازی و شعور و ادب خود را به رخ می کشی.بدان و آگاه باش که حتی دوستاران کوچک استاد ( نه عشاق ) حق ادب را ادا می کنند اما شما حق حیوانیت وجودی خویش و هم مسلکان خویش را الحق که خوب ادا کردی.

حافظا علم و ادب ورز که در مجلس شاه           آنکه را نیست ادب لایق صحبت نبود

من به تو افتخار می کنم که حتی بقول خواجه شیراز لایق صحبت کردن هم نیستی و حتی حرمت قلمی را که خداوند نیز در قرآن  بدان سوگند یاد کرده را نگه نداشته و اینچنین بر فرهنگ و هنر ایران زمین یورش می بری.

چو ایران نباشد تن من مباد

من به تو افتخار می کنم که اینگونه از شهیدان پاکی همچون همت ، متوسلیان و جهان آرا سخن به میان میاوری که توهین و ناسزا به دشمنان نیز در سلوک و دینشان نبوده است.شهیدانی که خونشان را در پاسداری از ایران و فرهنگ ایرانی و هنرمندان این مرزو بوم نثار  کرده اند.نه همچون تو که گستاخانه هنرمندان این سرزمین را دشمن خود قرار داده و تیرهای تهمت و ناسزا را نثارشان می کنی.

صلاح کار کجا و من خراب کجا                      ببین تفاوت ره کجاست تا به کجا

دلم ز صومعه بگرفت و خرقه سالوس            کجاست دیر مغان و شراب ناب کجا

 

اما در آخر :

هر کس بد ما به خلق گوید ما چهره به غم نمی خراشیم         ما نیکی او به خلق گوئیم تا هر دو دروغ گفته باشیم

 

 

آه جان سوز جمعی از دل سوختگان و عاشقان

خسرو آواز ایران

 " استاد محمد رضا شجریان "

 

نویسنده : سید هادی حسینی امین : ۱۱:٤٩ ‎ق.ظ ; دوشنبه ۸ تیر ،۱۳۸۸
Comments پيام هاي ديگران ()      لینک دائم