چند جمله زیبا

داستان کشور کار

این داستان کشوری است که بسیار بد آب و هوا و ناامن است و زندگی در آن بسیار سخت و مشقت بار است و محدودیتهای زیادی در آن وجود دارد ولی برعکس از نظر کسب کار و درآمد یک مکان خاص و استثنایی است و موقعیتهای بسیار خوب و طلایی برای کسب و کار وجود دارد ولی هر کس فقط یک بار آن هم با یک ویزای محدود می تواند در آن کشور زندگی و کار کند و بعد باید به کشور خود باز گردد و در کشور خود با ثروتی که در انجا اندوخته است یک زندگی خوب و رویایی را شروع کند زیرا در غیر از آن کشور هیچ موقعیتی برای کار در کشور خودشان وجود ندارد . اساسی ترین نکته زندگی در آن کشور این است که افرادی که در آن کار می کنند در آمد خود را فقط از طریق حساب بانکی می توانند به حساب خود در کشورشان واریز کنند زیرا بر اساس قوانین آن کشور هیچ کس نمی‌تواند چیزی جز یکدست لباسی که بر تن دارد از آن کشور خارج کند و هر چیزی غیر از آن را با خود داشته باشد در فرودگاهای آن کشور توقیف می شود و این اشتباهی است که اکثر افرادی که در آن کشور کار می کنند مرتکب می شوند و این قانون کلی را فراموش می کنند و می خواهند همه در آمد خود را بصورت طلا و پول و اجناس مختلف از آن کشور خارج کنند که همه آنها در فرودگاه توقیف می‌شود وفقط با یکدست لباس راهی شهر ودیار خود می شوند و باید بقیه عمر خود را با فقر و در آتش حسرت فرصتهای از دست رفته بگذرانند . این داستان زندگی ما در این دنیاست که محدود است ولی آن را نامحدود تصور می کنیم سخت است ولی شیرین تصور می کنیم فرصت انوختن است ولی آنرا هدر می دهیم. و برای زندگی اصلی و جاودانه خود هیچ نمی اندوزیم .تا در آخرت سر افراز و سربلند باشیم و این قانون کلی را فراموش می‌کنیم که از این دنیا جز یک کفن نمی توانیم ببریم در حالی که هزاران بار با چشم و گوش تن دیده و شنیده ایم ولی هیچ گاه با چشم و گوش جان ندیده ایم و فراموش می کنیم هر آنچه در این دنیا می‌اندوزیم مال همین دنیاست و فقط اعمال ماست که می ماند چه خوب و چه بد و چه خوب است که خوب باشد و بماند .
نویسنده : سید هادی حسینی امین : ٢:۳٠ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۳۱ اردیبهشت ،۱۳۸٧
Comments پيام هاي ديگران ()      لینک دائم