چند جمله زیبا

فرشته نگهبان(طنز)

مرد داشت در خیابان حرکت می کرد که ناگهان صدایی از پشت گفت:

- اگر یک قدم دیگه جلو بری کشته می شی .

مرد ایستاد و در همان لجظه اجری از بالا افتاد جلوی پاش.مرد نفس راحتی کشید و با تعجب دوروبرشو نگاه کرد اما کسی رو ندید .بهر حال نجات پیدا کرده بود . به راهش ادامه داد .به محض اینکه می خواست از خیابان رد بشه باز همان صدا گفت :

- ایست

مرد ایستاد و در همان لحظه ماشینی با سرعت عجیبی از جلویش رد شد .بازم نجات پیدا کرد .مرد پرسید تو کی هستی ؟ و صدا جواب داد من فرشته نگهبان تو هستم . مرد فکری کرد و گفت :

-پس اون موقعی که من داشتم ازدواج می کردم تو کدوم گوری بودی ؟

نویسنده : سید هادی حسینی امین : ۱۱:٤٧ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ٢٥ اردیبهشت ،۱۳۸٧
Comments پيام هاي ديگران ()      لینک دائم