چند جمله زیبا

گل و خار

غنچه ازخواب پريد و گلي تازه به دنيا امد خار خنديدو به گل گفت سلام و جوابي نشنيد خار جنبيد ولي هيچ نگفت ساعتي چند گذشت گل چه زيبا شده بود دست بي رحمي امد نزديک گل سراسيمه ز وحشت لرزيد تيغ ان خار در ان دست خليد وگل از مرگ رهيد صبح فردا که رسيد خار با شبنمي از خواب پريد گل صميمانه به او گفت سلام

نویسنده : سید هادی حسینی امین : ۱:۳٩ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ۱ خرداد ،۱۳۸٦
Comments پيام هاي ديگران ()      لینک دائم

ضرب المثل

They say it takes a minute to meet an special person, an hour to appreciate them, a day to love them, but then an entire life to forget them.

 مثلي هست که ميگه:فقط يه دقيقه طول ميکشه تا يه آدم استثنايي رو ملاقات کني...يک ساعت طول ميکشه تانسبت بهش توجه و حس احترام پيدا کني...يک روز طول ميکشه تا عاشقش بشي....ولي يه عمر طولاني لازمه تا بتوني فراموشش کني....

نویسنده : سید هادی حسینی امین : ۳:۳۱ ‎ق.ظ ; یکشنبه ۳٠ اردیبهشت ،۱۳۸٦
Comments پيام هاي ديگران ()      لینک دائم

عشق يا نفرت

 اگه يه روز کسي بهت گفت دوست دارم سعي نکن بهش بگي دوستش داري اگه گفت عاشقته سعي نکن بهش بگي عاشقشي اگه گفت همه زندگيش تو هستي سعي نکن همه زندگيت بشه چون يه روز مياد و بهت ميگه ازت متنفّرم اون موقع تو نميتوني سعي کني ازش متنفر بشي و فراموشش کني.

نویسنده : سید هادی حسینی امین : ۳:٢۸ ‎ق.ظ ; یکشنبه ۳٠ اردیبهشت ،۱۳۸٦
Comments پيام هاي ديگران ()      لینک دائم

عشق و ديوانگی

در زمان هایه بسیار قدیموقتی هنوز پایه بشر به زمین نرسیده بود.فضیلت ها وتباهی ها در همه جا شناور بودند ,آنها از بیکاری خسته و کسل شده بودند.

روزی همه فضایل وتباهی ها دور هم جمع شدند خسته تر و کسل تر از همیشه ناگها ذکوت ایستاد و گفت:بیایید یک بازی بکنیم مثلا" قایم باشک.همه از این پیشنهاد شاد شدند ودیوانگی فورا"فریاد زدمن چشم میگذارم واز آنجا که هیچ کس نمی خواست به دنبال دیوانگی بگردد همه قبول کردنداو چشم بگذارد و به دنبال آنها بگردد.

دیوانگی جلوی درخت رفت و چشمانش را بستو شروع کرد به شمردن یک...دو...سه...همه رفتند تا جایی پنهان شوند!

لطافت خود را به شاخه ماه آویزان کرد.خیانت داخل انبوهی زباله پنهان شد.اصالت در میان ابرها مخفی گشت.هوس به مرکز زمین رفت.دروغ گفت زیر سنگی پنهان می شوم اما به ته دریا رفت.طمع داخل کیسه ای که خودش دوخته بود مخفی شد.

ودیوانگی مشغول شمردن بود,هفتادونه...هشتاد...هشتادویک.....و همه پنهان شده بودند به جز عشق که همواره مردد بود و نمی توانست تصمیم بگیردو جایه تعجب هم نیست چون همه میدانیم پنهان کردن عشق مشکل است.

در همین حال دیوانگی به پایان شمارش می رسید.نودپنج...نودوشش....نودوهفت...هنگامی که دیوانگی به صد رسید عشق پرید و در بین یک بوته گل رز پنهان شد.دیوانگی فریاد زد دارم میام دارم میام و اولین کسی را که پیدا کرد تنبلی بود زیرا تنبلی تنبلیش آمده بود جایی پنهان شودو لطافت را یافت که به شاخه ماه آویزان بود.دروغ ته دریاچه,هوس در مرکز زمین ,یکی یکی همه را پیدا کردبه جز عشق.او از یافتن عشق ناامید شده بود.حسادت در گوش هایش زمزمه کردتو فقط باید عشق رو پیدا کنی و اوپشت بوته گل رز است.دیوانگی شاخه چنگک مانندی روا از درخت کند وبا شدت و هیجان زیاد آن را در بوته گل رز فرو کردو دوباره ودوباره تا با صدایه ناله ای متوقف شد.عشق از پشت بوته بیرون آمدبا دست هایش صورت خود را پوشانده بود و از میان انگشتانش قطرات خون بیرون میزد.شاخه ها به چشمان عشق فرو رفته بودندو او نمیتوانست جایی را ببیند.او کور شده بود.دیوانگی گفت:من چه کردم من چه کردم,چگونه می توانم تورا درمان کنم عشق پاسخ داد تو نمی توانی مرا درمان کنی اما اگر می خواهی کاری بکنی,راهنمایه من شو,و این گونه شد که از آن روز به بعد عشق کور است ودیوانگی همواره در کنار اوست. 

نویسنده : سید هادی حسینی امین : ۳:۳٠ ‎ب.ظ ; جمعه ۱٤ اردیبهشت ،۱۳۸٦
Comments پيام هاي ديگران ()      لینک دائم

بی رحم

حسِ غريبي است دوست داشتن.وعجيب تر از آن است دوست داشته شدن... وقتي مي‌دانيم کسي با جان و دل دوستمان دارد ... ونفس‌ها و صدا و نگاهمان در روح و جانش ريشه دوانده ؛ به بازيش مي‌گيريم هر چه او عاشق‌تر ، ما سرخوش‌تر، هر چه او دل نازک‌تر ، ما بي رحم ‌تر . تقصير از ما نيست ؛ تماميِ قصه هايِ عاشقانه، اينگونه به گوشمان خوانده شده‌اند

نویسنده : سید هادی حسینی امین : ۳:٠٧ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ٦ اردیبهشت ،۱۳۸٦
Comments پيام هاي ديگران ()      لینک دائم

دوست داشتن يا تنفر

 دوست داشتن كسي كه سزاوار دوستي نيست ، اسراف در محبت است . اگر ميخواهي هميشه آرام باشي ، دلگيريهايت را روي ماسه و شاديهاي خود را بر روي سنگ مرمر بنويس. اگر كسي را دوست داري كه او تو را دوست ندارد ، سعي نكن از او متنفر شوي، بلكه سعي كن او را فراموش كني

نویسنده : سید هادی حسینی امین : ۳:٠۳ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ٦ اردیبهشت ،۱۳۸٦
Comments پيام هاي ديگران ()      لینک دائم

عشق حقيقي

 آنكه به خود عشق مي ورزد ، نخستين گام را به سوي عشق حقيقي برداشته است . درست به آن مي ماند كه تكه سنگي را در درياچه اي آرام بيندازي ، نخست دايره هايي پيرامون تكه سنگ ايجاد مي شوند كه بسيار به سنگ نزديكند و اين طبيعي است در چه جاي ديگري مي توانند بوجود آيند ؟ سپس اين دايره ها بسط مي يابند و به دورترين ساحل مي رسند

نویسنده : سید هادی حسینی امین : ۱:٥٧ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ٤ اردیبهشت ،۱۳۸٦
Comments پيام هاي ديگران ()      لینک دائم